بدون عنوان
سال ٩٢ هم شروع شد ....سالی که پریسا پنج سالگی و پارسا دو سالگی را طی خواهد کرد....... با گذر ایام....با بزرگ شدن بچه ها آرزوم بود پریسا که بزرگتره رفتار بهتری داشته باشه ولی انگار اون نمیخواد کمی بزرگ بشه چون امسال وحشتناک غر میزد و شیطونی میکرد ...... فکر کنم حالا حالا ها باید صبر کنم تا اون بزرگ بشه ..... حس می کنم سال سختی را پیش رو دارم...... بعضی موقع ها با خودم میگم یعنی سخت تر از پارساله....فکر نکنم! باید راحت تر باشه.....
به هر حال مثل همه آدمهای دیگه من هم امید دارم........... به زندگی بهتر................
برای عید هیچکدوم از ما آمادگی نشستن سر سفره هفت سین را نداشتیم... آقای پدر ماشین میشست.....من و بچه ها ناهار می خوردیم و این شد که اصلا" عکس جالبی از هفت سین ندارم
همون روز قبل از سال تحویل به اتفاق بچه ها امامزاده شاهزید رفتیم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

بدون عنوان
